خرید بک لینک
من ادم قضاوت های زودم .... ادم سطحی نگر .... افکار بی نهایتم جایی برای دید عمیقم نمیگذارد... گذشته ی نفس گیرم.... مسخره شدن ها ... تنها گذاشتن ها .... خورد شدن هایم ..... از من پیر زنی ساخته که ... کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

امید داشته باش همیشع ....

قشنگی دلی که به خدا امیدواره اینه ...

که درست توجایی که تو برای همه تموم شدی ...

تازه برای خدا شروع شدی .. ..

تازه متولد شدی ......

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

باورهای هرادم ، میتونه افکاراون ادم رو بسازه و بعد عمل کنه ... وجود باورهای ادم هاست که باعث میشه شخصیت ها منفور یا دلفریب یا مجذوب بشن .... وجود باورهای هرادمی مسیر زندگیش رو میسازه.... اون باورهاییادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

باید چیکار کنه اونی که مدام میگرده دنبال یه اتفاق خوب و حال خوب و خودشو به اون راه میزنه .که نه نترس دختر این اتفاقا گذشت تموم شد این ادما نمیان رفتن ...اما ... ...اما یه اتفاقایی ...یه ادمایی. .....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

من عاشق لحظه هاییم که نمیتونی ازم بگیری... لحظه هایی که بازیگرش نبودی که اگر سناریو بی تو شد ،به کل نابود شه..... من عاشق لحطه هاییم که وقتی نبودی برای خودم ساختم...و وقتی رفتی به یادش زندگی سیاه شده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

اخرین اهنگمو دوس دارم.... ازهمون اول باید به اطرافیانت توضیح بدی ....که من ادم حساسیم ..... رو فلان چیز و فلان مسئله..... ینی من احمق در دوبعد از شخصیت گیر کردم که وقتی ازاین بعد به اون بعد میرم کارایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

بارها صدایت کردم ..بارها .... وقتی که دختربچه ی ۷ساله ای بودم که میخاست نویسنده شود تا دست عزیزش رابگیرد و برود یک الونکی بخرد و ارام بدون دعوا ی بزرگترها زندگی کند... بارها صدایت کردم ...وقتی ۱۳سالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

برای هیچ کَس مینویسم .... برای آدم نیامده .... برای دلبر دیده نشده ام.... دلبر جان نیا.... من انتظارت رانمیکشم.... من چشم به راحت نیستم .... توقعی از سهم زندگی ات شدن راندارم.... من همین گونه که تا بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

درست زمانی که باید امیدوارشی ...

ناامید میشی و دست میکشی....

کاش وقت بود کاش میشد برگشت ....

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

فقط غافل بودند .... وگرنه ....گناهی عظیم بر گردنشان نبود ..... سکوت نگاه هایشان وهم اور بود ..تاریک بود و رده های نور های کمی انجا بود .... کسی را نمیدیدم درست....اما .... میدیدم عبوس اند .... اما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:12

من قرص های مسکن را دوست دارم .... انقدر درد هست که حتی یک لحظه راحتی از درد را میتوانم غنیمت بشمارم .... بگذار ار بعدی دیگر نگاه کنم ... انقدر هم بد نیست .... مدتی حالت خوب شود و بعدش مانند روز های قبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 12:57

دست هایت را بده ای دوست ... قدم بزن با من در کنار این برکه ی پر مرغابی ...صدای چشمه را میشنوی ....ارام نمیگیرد ....و صدای پرنده های خوش صدای رو ی درختان را....حواسم را پرت خودش میکند....بدوست جان صدایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 12:57

صفحه بندی